على محمدى خراسانى

489

شرح منطق مظفر (فارسى)

فصل پنجم صناعة المغالطه فصل پنجم و آخرين فصل از فصول صناعات خمس ، پيرامون صنعت مغالطه است و در آن سه مبحث مطرح است : 1 . مبحث اوّل در مقدّمه صناعت مغالطه . 2 . مبحث دوّم در بيان اجزاء ذاتيّه صناعت مغالطه . 3 . مبحث سوّم در بيان اجزاء عرضيّهء صناعت مغالطه . مبحث اوّل يا مقدّمات مبحث اوّل از مباحث سه‌گانهء صناعت مغالطه در رابطه با مقدّمات اين صناعت است و در آن پنج مبحث مطرح است : 1 . معنى مغالطه مطلب اوّل از مطالب مقدّمه در رابطه با بيان معناى كلمهء مغالطه و اقسام آن و اسباب هر قسم و اين‌كه به چه‌چيزى مغالطه محقّق مىشود ؟ فنقول : قاعدهء كليّه اينست كه : هر قياس و استدلالى كه نتيجهء آن نقص وضعى از اوضاع ( وضع در باب جدل ، به معناى رأى است چه رأى ملتزم به و چه رأى معتقد به ) باشد نامش « تبكيت » است . تبكيت ، طبق بيان مصنف در پاورقى به معناى كوبيدن بر فرق كسى با تازيانه يا شمشير است و در مطلب مورد بحث ما گويا شخص قايس با حربهء قياس بر فرق طرف مقابل و صاحب وضع مخالف مىكوبد ، لذا به علاقهء مشابهت ، مجازا در بحث ما نيز استعمال شده است . طبق بيان علّامه حلّى رحمهم اللّه : تبكيت از مادّهء بكت است و به معناى غلبه كردن آمده عرب مىگويد : « بكته بالحجّة اذا غلبه » « 1 » يعنى اين تعبير را وقتى به كار مىبرند كه شخص با حجّت و دليل بر ديگرى غالب آيد و بر فرق او بكوبد . وجه تسميه در اصطلاح منطق اين است كه به‌سبب اين استدلال بر صاحب فلان وضع و عقيده غلبه كرده و بر فرق او مىكوبيم ( مثلا آقاى مادّى مىگويد : « العالم مستغن عن المؤثر و كلّ مستغن عن المؤثر قديم ، فالعالم قديم » و

--> ( 1 ) . جوهر النضيد ، ص 268 .